English
Skip Navigation Links
صفحه اول
درباره همایشExpand درباره همایش
برنامه همايشExpand برنامه همايش
هيات علمي و اجرايي
برنامه زمانبندي
مقالات
ثبت نام
مسافرتExpand مسافرت
نمايشگاه تخصصي موتورExpand نمايشگاه تخصصي موتور
حمايت كنندگانExpand حمايت كنندگان
دريافت اطلاعات
تماس با ما
پرسش و پاسخ
اخبار همايش
ساير پيوندها




حاميان



-----------------------------------

تماس با مدير سايت

جلسه بررسي ميزگرد «سوخت و بحران انرژي» با حضور آقاي دكتر منصوري برگزار شد

در ادامه برگزاري پيش جلسات ميزگرد «سوخت و بحران انرژي» جلسه اي با حضور آقاي دكتر سيد حسين منصوري، عضو هيأت علمي دانشگاه شهيد باهنر كرمان، برگزار شد. در اين جلسه ابتدا مباحثي نظير سياهه مصرف انرژي، ارزش فعلي انرژي، پيش بيني كاربري آينده سوخت و منابع جديد انرژي، سياهه مصرف سوخت خودروها، چالشهاي اصلي ديزل در ايران كه در جلسه با آقاي دكتر حميدرضا كاتوزيان (رئيس كميسيون انرژي مجلس و از اعضاي ميزگرد راهبردي«سوخت و بحران انرژي») مطرح شده بود، بررسي شد. دكتر منصوري با اشاره به بحران انرژي در جهان به مقايسه ديدگاههاي موجود درباره سوخت و انرژي پرداخت و گفت: ارزش سوختهاي سنگواره‌اي درتعامل بين دو ديدگاه استفاده از سوخت به‌عنوان منابع انرژي و استفاده از سوخت به‌عنوان ماده خام كالاهاي با ارزش‌تر تعيين مي شود. وي افزود: همچنين ارزش بالفعل سوخت را بازار عرضه و تقاضا تعيين مي‌كند؛ اما ارزش بالقوه آن را در هر كشوري توانمندي دخيل كردن دانش و فناوري در فرآيند تبديل سوخت به كالاهاي بسيار با ارزش‌تر تعيين مي‌كند . از اينرو در كشورهاي توسعه نيافته و بعضاً درحال توسعه ارزش بالفعل سوخت عمدتاً بر مبناي سازو كار عرضه و تقاضا تعيين مي شود و مثلاً كشورهايي مثل عربستان يا ايران فارغ از آنكه قيمت هر بشكه نفت خام در بازار 20 دلار يا 200 دلار باشد هر روز مقدار مشخصي نفت در بازار به فروش مي‌رسانند اما در آمريكا زماني‌كه قيمت نفت خام در بازار بالا باشد به جاي استفاده نامحدود از منابع خود، به واردات نفت ادامه مي دهند زيرا ارزش بالقوه نفت در آن كشور بسيار بالاتر از ارزش تعيين شده توسط سازوكار عرضه و تقاضا است. عضو هيات علمي همايش موتورهاي درونسوز همچنين به دو ديدگاه غنيمت شماري و سرمايه پنداري درباره سوخت اشاره گرد و گفت: از يك ديدگاه ديگر نيز مي‌توان گفت در بعضي كشورها، سوختهاي سنگواره اي به عنوان يك غنيمت درنظر گرفته مي شود در حالي‌كه دركشورهاي توسعه يافته به‌عنوان سرمايه محسوب مي شود. متأسفانه در ايران، سوخت در پست ترين حالت خود يا مصرف مي شود و يا به منظور تأمين منابع مالي صادر مي شود كه حكايت از عدم توجه به ديدگاه ارزش راهبردي آن دارد و بيشتر به‌عنوان يك غنيمت ذخيره شده در صندوق به آن نگاه مي شود. گفتني است ميزگرد راهبردي «سوخت و بحران انرژي» با حضور سياستگذاران، دانشگاهيان و صاحبنظران صنعت آبانماه سالجاري در ششمين همايش بين المللي موتورهاي درونسوز برگزار خواهد شد.
متن كامل سخنان دكتر منصوري در ادامه درج شده است:

خلاصه مذاكره با جناب آقاي دكتر سيد حسين منصوري
درباره ميزگرد : «سوخت و بحران انرژي»

متأسفانه امروزه ساز و كار ارزيابي صنايع توليدي بر مبناي ارائه اطلاعات دقيق از مصرف انرژي نيست بلكه صرفاً به حجم توليد محصول اكتفا مي‌شود.
نبود آمار دقيق در ميزان مصرف منابع انرژي، يكي از بزرگترين عوامل انحراف و اشتباه در تصميم گيري هاي كلان در اين حوزه است.
اگر صنايع توليدي و همچنين محصولات ارزان قيمت كه مصرف كننده انرژي هستند با ديدگاه ميزان مصرف انرژي ارزيابي گردند شايد گزينه مقرون به صرفه آن باشد كه بعضي از صنايع تعطيل و نيز بسياري از محصولات از رده خارج شوند.
متأسفانه در ايران، سوخت در پست ترين حالت خود يا مصرف مي شود و يا به منظور تأمين منابع مالي صادر مي‌شود كه حكايت از عدم توجه به ديدگاه ارزش راهبردي آن دارد و بيشتر به‌عنوان يك غنيمت ذخيره شده در صندوق به آن نگاه مي‌شود.
ديدگاه غنيمت شماري سوخت الگوي مصرف نامناسبي در ايران رواج داده و متأسفانه هميشه دولتها برای رفع مشكلات روزمره دست به دامن درآمدهاي نفتي شده‌اند.

مقدمه
در ابتدا مباحث و سوالات مطرح شده در جلسه با آقاي دكتر حميدرضا كاتوزيان (رئيس كميسيون انرژي مجلس) نظير سياهه مصرف انرژي، ارزش فعلي انرژي، پيش بيني كاربري آينده سوخت و منابع جديد انرژي، سياهه مصرف سوخت خودروها، چالشهاي اصلي ديزل در ايران مطرح شد. در ادامه آقاي دكتر سيد حسين منصوري(عضو هيأت علمي دانشگاه شهيد باهنر كرمان و عضو هيأت علمي ششمين همايش موتورهاي درونسوز) نقطه نظرات ذيل را درخصوص مباحث مطرح شده در زمينة سوخت و بحران انرژي مطرح كردند.
ارزش انرژي
بحران انرژي اساساً ناشي از توسعة دائمي نيازمنديها و اهداف و محدوديت در منابع است. به عبارت ديگر سازوكار تمدن هاي امروزي به گونه‌اي است كه لازمة پيشرفت و دستيابي به اهداف جديدتر، استفادة وسيع از منابع انرژي است. لذا رقابت كشورهاي مختلف در امر توسعه و پيشرفت از يكسو و تجديد ناپذير بودن منابع انرژي سهل الوصول از سوي ديگر ، بحران انرژي را به يك واقعيت گريز ناپذير تبديل كرده است .
ارزش سوختهاي سنگواره‌اي درتعامل بين دو ديدگاه استفاده از سوخت به‌عنوان منابع انرژي و استفاده از سوخت به‌عنوان ماده خام كالاهاي با ارزش‌تر تعيين مي شود.  همچنين ارزش بالفعل سوخت را بازار عرضه و تقاضا تعيين مي‌كند؛ اما ارزش بالقوه آن را در هر كشوري توانمندي دخيل كردن دانش و فناوري در فرآيند تبديل سوخت به كالاهاي بسيار با ارزش تر تعيين مي كند . از اينرو در كشورهاي توسعه نيافته و بعضاً درحال توسعه ارزش بالفعل سوخت عمدتاً بر مبناي سازو كار عرضه و تقاضا تعيين مي شود و مثلاً كشورهايي مثل عربستان يا ايران فارغ از آنكه قيمت هر بشكه نفت خام در بازار 20 دلار يا 200 دلار باشد هر روز مقدار مشخصي نفت در بازار به فروش مي رسانند اما در آمريكا زماني‌كه قيمت نفت خام در بازار بالا باشد به جاي استفاده نامحدود از منابع خود، به واردات نفت ادامه مي دهد زيرا ارزش بالقوه نفت در آن كشور بسيار بالاتر از ارزش تعيين شده توسط سازوكار عرضه و تقاضا است.
از يك ديدگاه ديگر مي توان گفت در بعضي كشورها، سوختهاي سنگواره اي به عنوان يك غنيمت درنظر گرفته مي شود در حالي‌كه دركشورهاي توسعه يافته به‌عنوان سرمايه محسوب مي شود.
همچنين بواسطه وابستگي شديد تمدن امروزي به انرژي كه رهايي از آن بسيار بعيد به نظر مي رسد، منابع سوختي به‌عنوان منابع راهبردي و در عين حال سهل الوصول انرژي كه با امنيت ملي هر كشوري درحال و آينده گره خورده محسوب مي شود لذا ارزش بالقوه سوخت بسيار بيشتر از ارزش تعيين شده در بازار امروز عرضه و تقاضاست.
متأسفانه در ايران، سوخت در پست ترين حالت خود يا مصرف مي شود و يا به منظور تأمين منابع مالي صادر مي شود كه حكايت از عدم توجه به ديدگاه ارزش راهبردي آن دارد و بيشتر به‌عنوان يك غنيمت ذخيره شده در صندوق به آن نگاه مي شود.
ديدگاه غنيمت شماري سوخت الگوي مصرف نامناسبي در ايران رواج داده است و متأسفانه هميشه دولتها برای رفع مشكلات روزمره دست به دامن درآمدهاي نفتي شده اند. حتي بعضاً در ظاهر زيرساختارهايي مثل لوله كشي گسترده گاز به منازل شهري و روستايي ايجاد شده كه درعمل الگوي نامناسب مصرف انرژي را تشديد كرده است .
حلقه گمشده در ايران كه منجر به عدم درك و ارزيابي صحيح از ارزش بالقوه سوخت شده ، فناوري است. متاسفانه به دليل فقدان دانش و فناوري در زمينة تبديل مواد سوختي يا مواد خام ديگر به مواد بسيار با ارزش تر و در نهايت عدم توانمندي در بازار رقابت كالاهاي با ارزش‌تر، با فروش مستقيم مواد سوختي و تكيه بر درآمدهاي حاصل از آن كشور را اداره مي كنيم .
اگر از فناوري روز برخوردار باشيم برمنباي تجزيه و تحليل فناوري ما بايد فقط از منابع سوختي مشترك بهره‌برداري كنيم و از استخراج و فروش منابع سوخت داخلي به خارج خودداري كنيم.
قطعاً در دنياي امروز فناوري هاي زيادي وجود دارد كه ما در عمل، ظرفيت بكارگيري منابع انساني در همه زمينه ها را نداريم . با توجه به گسترگي منابع سوختهاي سنگواره اي، مزيت نسبتي ايران در ارتباط با فناوريهايي است كه يا سوخت مستقيماً به عنوان ماده خام كالاي نهايي استفاده شود يا توليد كالاي نهايي وابستگي زيادي به مصرف انرژي داشته باشد. از اين ديدگاه مثلاً اگر يك فناوري مثل نانو در نظر گرفته شود ، براي ايران مناسب تشخيص داده نمي شود زيرا تمام ارزش افزوده آن صرفاً وابسته به ميزان دانش و فناوري بكار گرفته شده در آن است كه ما مزيت نسبي نسبت به ديگران نداريم. فناوري نه تنها از نقطه نظر تبديل مواد خام به مواد با ارزش تر بلكه از ديدگاه استفاده بهينه از انرژي نيز بسيار مهم است .
انرژيهاي نو
بايد بر مبناي برنامه هاي مشخص، دائما" بر روي جايگزين كردن منابع سوختهاي سنگواره اي تحقيق شود تا در آينده اي كه منابع سوختي تمام مي شود يا استفاده از آنها به‌واسطه هزينه هاي استخراج يا هزينه هاي جانبي زيست محيطي مقرون به صرفه نخواهد بود ، منابع انرژي جديد با قيمت مناسب در دسترس باشد.
سياهه مصرف انرژي
وجود آمار و داده هاي معتبر از ميزان مصرف منابع انرژي در بخشهاي مختف مهمترين ابزار تصميم‌سازي صحيح در اين حوزه است . لذا ايجاد زيرساختارهاي پايش دقيق مصرف روزانه و بويژه اعتقاد و التزام به انتشار آن از مهمترين اولويتهاي بخش انرژي محسوب مي شود . متأسفانه امروزه ساز و كار ارزيابي صنايع توليدي بر مبناي ارائه اطلاعات دقيق از مصرف انرژي نيست بلكه صرفاً به حجم توليد محصول اكتفا مي شود. شايد اگر با اين ديدگاه، صنايع توليدي و همچنين محصولات ارزان قيمت كه مصرف كننده انرژي هستند ارزيابي گردند گزينه مقرون به صرفه آن باشد كه بعضي از صنايع تعطيل و نيز بسياري از محصولات از رده خارج شوند و با محصولات پر بازده تر جايگزين گردند.
به طور كلي عدم فعاليت در زمينه استخراج دقيق ميزان مصرف منابع انرژي بر و يا نبود آمار دقيق، يكي از بزرگترين عوامل انحراف و اشتباه در تصميم گيري هاي كلان در اين حوزه است . در كشورهاي توسعه يافته با درك اهميت اطلاعات ، امنيت اجتماعي و اقتصادي بر پايه امنيت انتشار اطلاعات دقيق بنا شده است. اما در ايران عدم درك اهميت اطلاعات دقيق در تصميم سازي منجر به استفاده از آمار و ارقام غير واقعي شده كه مبناي منطقي و علمي استخراج و اندازه گيري در مورد آنها طي نشده و بيشتر بر پايه حدس وگمان است .
سوخت ديزل
درابتدا بايد به اين نكته توجه كنيم كه در توليد سوخت ديزل از نفت خام محدوديت به مراتب بيشتري نسبت به بنزين داريم زيرا از مقدار مشخصي نفت خام كمتر از 20 % آن  امكان تبديل شدن به سوخت ديزل را دارد درحاليكه در فرآيند پالايش 50 % تا 75% آن به بنزين تبديل مي شود.
ازميان مناطق توسعه يافته دنيا فقط در اروپا خودرو ديزل سواري رشد چشم گير داشته كه شايد يكي از دلايل آن ، استفاده وسيع شبكه ريلي برقي در حمل و نقل بار است لذا فرصت استفاده از سوخت ديزل درخودروهاي سبك فراهم شده است.
جمع بندي
انرژي در تمدن امروزي و تمدن آينده يك ارزش راهبردي فراتر از ارزش بازار عرضه و تقاضا دارد.

از اينرو مهمترين اولويت كاهش تقاضاي بی بازده مصرف انرژي در داخل از طريق بهينه سازی تقاضاي حمل و نقل و سيستم های مربوطه، جايگزيني منابع پرمصرف انرژي با منابع پربازده تر و تغيير الگوي مصرف است.